تاریخچه فولکسواگن یکی از جذابترین داستانهای صنعت خودرو را روایت میکند؛ داستانی که از یک پروژه مردمی در آلمان شروع شد و امروز به بزرگترین خودروساز جهان ختم میشود. برای بسیاری از علاقهمندان خودرو، مرور تاریخچه فولکسواگن به معنی فهمیدن مسیری است که یک برند ساده را به یک امپراتوری صنعتی تبدیل کرد. در این مقاله، با نگاهی دقیق و مرحلهبهمرحله، تاریخچه فولکسواگن را بررسی میکنیم و میبینیم چگونه شرکت فولکسواگن از روزهای اول تا امروز رشد کرده است.
این مقاله در دو بخش مجزا، شما را به این سفر تاریخی میبرد. در بخش اول، ما به «تولد و بلوغ» میپردازیم؛ از ایده اولیه «خودروی مردم» تا نجات شرکت پس از جنگ و خلق دومین اسطوره، یعنی گلف. در بخش دوم، وارد دوران «امپراتوری» میشویم و استراتژی خرید برندهای لوکس و حرکت به سوی آینده الکتریکی را تحلیل خواهیم کرد.
تولد و بلوغ (۱۹۳۷ – ۱۹۸۰)
تاریخچه فولکسواگن با یک نیاز اساسی شروع شد: نیاز به حرکت.
شروع ماجرا؛ فولکس برای مردم (دهه ۱۹۳۰)
در دهه ۱۹۳۰، آلمان در حال بازسازی صنعتی بود، اما خودرو همچنان یک کالای لوکس محسوب میشد که تنها ثروتمندان به آن دسترسی داشتند. دولت وقت آلمان، به دنبال پروژهای برای «موتوریزه کردن» تودههای مردم بود. آنها به خودرویی ارزان، اقتصادی، قابل اعتماد و فراگیر نیاز داشتند.
-
تولد «خودروی مردم»: این نیاز، نقطه آغاز تاریخچه فولکسواگن شد. نام «Volks-Wagen» در زبان آلمانی، به معنای دقیق «خودروی مردم» است و همین ایده مردمی، هویت اصلی فولکسواگن را شکل داد.
-
ورود فردیناند پورشه: دولت آلمان، مهندس اسطورهای، فردیناند پورشه (Ferdinand Porsche) را مأمور طراحی این خودرو کرد. پورشه وظیفه داشت خودرویی بسازد که بتواند چهار نفر را با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت حمل کند، مصرف سوختی پایین داشته باشد و قیمت آن برای یک کارگر متوسط آلمانی قابل پرداخت باشد.
-
تولد بیتل (KdF-Wagen): نتیجه این تلاشها، تولد مدل افسانهای «تایپ ۱» یا همان «بیتل» (قورباغهای) بود. این خودرو، یک شاهکار مهندسی مینیمال بود:
-
موتور در عقب و خنکشونده با هوا: این طراحی، نیاز به رادیاتور و سیستم پیچیده آب را حذف میکرد و نگهداری آن را بسیار آسان میساخت.
-
شاسی ساده و بدنه آیرودینامیک: طراحی قورباغهای شکل آن، فقط برای زیبایی نبود، بلکه به پایداری خودرو در سرعتهای بالا کمک میکرد. شرکت فولکسواگن در سال ۱۹۳۷ تأسیس شد و کارخانهای عظیم در شهر جدید «وولفسبورگ» برای تولید انبوه این خودرو بنا نهاد. اما قبل از اینکه «خودروی مردم» به دست مردم برسد، جنگ جهانی دوم آغاز شد و این کارخانه، به تولید تجهیزات نظامی تغییر کاربری داد.
-
پس از جنگ؛ تولد دوباره فولکسواگن (دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰)
پس از جنگ جهانی دوم، آلمان ویران شده بود و کارخانه فولکسواگن در وولفسبورگ، به شدت آسیب دیده بود.
-
نقش افسر بریتانیایی (ایوان هرست): تاریخچه فولکسواگن در این نقطه میتوانست به پایان برسد. کارخانه به دست نیروهای متفقین (بریتانیا) افتاد. بسیاری از خودروسازان بریتانیایی و آمریکایی، از جمله فورد، علاقهای به خرید این کارخانه نداشتند و بیتل را خودرویی «زشت و پرسروصدا» میدانستند. اما یک سرگرد جوان بریتانیایی به نام «ایوان هرست» (Ivan Hirst)، پتانسیل این خودرو را دید. او کارخانه را بازسازی کرد، تولید بیتل را برای ارتش بریتانیا از سر گرفت و پایههای تولد دوباره شرکت فولکسواگن را بنا نهاد.
-
آغاز صادرات و فتح جهان: در اواخر دهه ۱۹۴۰، مدیریت کارخانه به آلمانها بازگردانده شد. تحت مدیریت هاینریش نوردهوف، تولید بیتل شتاب گرفت. این خودروی ارزان و قابل اعتماد، دقیقاً همان چیزی بود که اروپای جنگزده به آن نیاز داشت. صادرات به آمریکا آغاز شد و بیتل، برخلاف انتظار، در بازار آمریکا نیز به موفقیتی چشمگیر دست یافت. این خودرو به نماد «ضدفرهنگ» (Counter-culture) در دهه ۱۹۶۰ تبدیل شد و جوانان هیپی، آن را به عنوان نمادی از سادگی و مخالفت با خودروهای پرمصرف و غولپیکر آمریکایی پذیرفتند. این موفقیت، شرکت فولکسواگن را به یک غول جهانی تبدیل کرد.
گسترش جهانی؛ از بیتل تا گلف (دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰)
در دهه ۱۹۶۰، فولکسواگن بر روی موج موفقیت بیتل و معرفی مدل نمادین «تایپ ۲» (ون ترانسپورتر یا همان «اتوبوس فولکس») سوار بود. اما در اوایل دهه ۱۹۷۰، زنگهای خطر به صدا درآمدند.
-
بحران هویت: تاریخچه فولکسواگن در این نقطه به بنبست رسیده بود. فروش بیتل، پس از دههها تولید، در حال کاهش بود. این خودروی قدیمی با موتور عقب و هواخنک، دیگر نمیتوانست با رقبای مدرن ژاپنی (مانند تویوتا و هوندا) که خودروهایی با موتور جلو، آبخنک و دیفرانسیل جلو میساختند، رقابت کند. شرکت فولکسواگن در آستانه ورشکستگی قرار داشت.
-
انقلاب گلف: تولد یک اسطوره جدید: فولکسواگن برای نجات، به یک انقلاب نیاز داشت. این شرکت با یک چرخش ۱۸۰ درجهای، تمام فلسفه مهندسی خود را تغییر داد. آنها به سراغ طراحی موتور جلو، دیفرانسیل جلو و سیستم آبخنک رفتند. نتیجه این تلاشها، معرفی سه مدل انقلابی بود:
-
پاسات (Passat – 1973): یک سدان خانوادگی مدرن.
-
گلف (Golf – 1974): یک هاچبک کامپکت که قرار بود جایگزین بیتل شود.
-
پولو (Polo – 1975): یک هاچبک کوچکتر برای بازار شهری.
-
-
چرا گلف موفق شد؟ مدل گلف، که طراحی استادانه آن را «جورجتو جوجارو» ایتالیایی انجام داد، به تنهایی تاریخچه شرکت فولکسواگن را نجات داد. گلف، یک پکیج کامل بود: طراحی زیبا و جعبهای، فضای داخلی جادار، مصرف سوخت پایین و رانندگی لذتbخش. اما شاهکار فولکسواگن، معرفی نسخه «GTI» از گلف در سال ۱۹۷۶ بود. این خودرو، با ترکیب کاربردی بودن یک هاچبک با عملکرد یک خودروی اسپرت، کلاس جدیدی به نام «هاچبک داغ» (Hot Hatch) را خلق کرد. موفقیت گلف، بسیار فراتر از بیتل بود و فولکسواگن را به عنوان پیشگام مهندسی مدرن در کلاس خودروهای مردمی تثبیت کرد.
امپراتوری و آینده (۱۹۸۰ – امروز)
با موفقیت گلف و پاسات، شرکت فولکسواگن نه تنها از بحران نجات یافت، بلکه پایههای تبدیل شدن به بزرگترین خودروساز جهان را بنا نهاد.
خرید برندهای لوکس؛ تبدیل شدن به یک امپراتوری (دهههای ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۰)
تحت مدیریت جاهطلبانه «فردیناند پیک» (نوه فردیناند پورشه)، فولکسواگن یک استراتژی تهاجمی را برای تسخیر تمام بخشهای بازار آغاز کرد. فلسفه پیک ساده بود: «چرا فقط خودروی مردم را بسازیم، وقتی میتوانیم هر نوع خودرویی را برای هر نوع آدمی بسازیم؟» این استراتژی، گروه خودروسازی فولکسواگن (Volkswagen AG) را خلق کرد.
-
آئودی (Audi): فولکسواگن آئودی را در سال ۱۹۶۵ خریداری کرده بود، اما در دوران پیک، این برند به بازوی «فناوری و لوکس» گروه تبدیل شد. آئودی با نوآوریهایی مانند سیستم چهار چرخ متحرک کواترو (Quattro)، به رقیب مستقیم بنز و BMW تبدیل شد.
-
سئات (SEAT) و اشکودا (Škoda): با خرید این دو برند اسپانیایی و چکی، گروه خودروسازی فولکسواگن بازارهای اروپای جنوبی و شرقی را با خودروهایی اقتصادی که از پلتفرمهای مشترک با گلف بهره میبردند، تسخیر کرد.
-
تهاجم به دنیای سوپرلوکس (۱۹۹۸): در یک سال شگفتانگیز، گروه خودروسازی فولکسواگن سه برند اسطورهای را خریداری کرد:
-
بنتلی (Bentley): نماد تجمل بریتانیایی.
-
لامبورگینی (Lamborghini): نماد سوپراسپرتهای وحشی ایتالیایی (که تحت مدیریت آئودی قرار گرفت).
-
بوگاتی (Bugatti): برای ساخت سریعترین و گرانترین خودروی جهان (ویرون و شیرون).
-
-
نبرد با پورشه (۲۰۱۲): پیچیدهترین بخش تاریخچه شرکت فولکسواگن، نبرد آن با پورشه بود. پورشه (که توسط خانواده پورشه و پیک اداره میشد) تلاش کرد تا فولکسواگن را بخرد. اما در یک چرخش مالی شگفتانگیز، فولکسواگن موفق شد پورشه را به زیرمجموعه خود اضافه کند. این استراتژی تهاجمی، گروه خودروسازی فولکسواگن را به غولی تبدیل کرد که از خودروهای شهری ارزان (مانند اشکودا فابیا) تا هایپرکارهای چند میلیون دلاری (مانند بوگاتی شیرون) را تولید میکند و راه را برای کسب عنوان بزرگترین خودروساز جهان هموار کرد.
نوآوری در تکنولوژی و چالشهای مدرن (دهه ۲۰۰۰ تا امروز)
-
رسوایی دیزلگیت (۲۰۱۵): در اوج موفقیت، تاریخچه فولکسواگن با یک رسوایی بزرگ لکهدار شد. افشای تقلب این شرکت در تستهای آلایندگی موتورهای دیزلی، ضربه مالی و اعتباری سنگینی به این برند وارد کرد.
-
انقلاب الکتریکی (پاسخ به بحران): شرکت فولکسواگن از این بحران، به عنوان فرصتی برای یک انقلاب بزرگ استفاده کرد. آنها دهها میلیارد دلار بر روی آینده، یعنی «خودروهای برقی» (EVs) سرمایهگذاری کردند.
-
پلتفرم MEB: فولکسواگن یک پلتفرم اختصاصی و ماژولار برای خودروهای برقی به نام MEB ساخت.
-
خانواده ID: نتیجه این سرمایهگذاری، تولد خانواده ID بود. مدل ID.3 به عنوان «گلفِ برقی» و مدل ID.4 به عنوان «تیگوانِ برقی» معرفی شدند. مدل ID.Buzz نیز به عنوان جانشین الکتریکی و مدرن «اتوبوس فولکس» کلاسیک، قلب طرفداران را تسخیر کرد. این چرخش سریع به سمت تکنولوژی پاک، به فولکسواگن کمک کرد تا اعتبار خود را بازسازی کرده و جایگاه خود را به عنوان بزرگترین خودروساز جهان (در رقابت نزدیک با تویوتا) حفظ کند.
-
راز مهندسی که فولکسواگن را به غول جهانی تبدیل کرد
در بخشهای قبلی، ما به بررسی داستان کلاسیک و خطی تاریخچه فولکسواگن پرداختیم. ما دیدیم که چگونه این شرکت از پروژه «بیتل» متولد شد، چگونه با «گلف» خود را از ورشکستگی نجات داد و چگونه با خرید برندهای لوکس، به یک امپراتوری تبدیل شد. اما این داستان، یک بخش گمشده و بسیار مهم دارد. این داستان توضیح نمیدهد که شرکت فولکسواگن چگونه توانست به صورت «همزمان» خودروهایی باکیفیتتر، فناورانهتر و متنوعتر از رقبای خود تولید کند و در عین حال، هزینههای خود را به شدت کاهش دهد.
پاسخ، در زیر پوسته این خودروها نهفته است. راز واقعی تبدیل شدن فولکسواگن به بزرگترین خودروساز جهان، یک راز مهندسی به نام «پلتفرم ماژولار» است. این استراتژی، که با موتورهای کممصرف TSI و گیربکسهای فوقسریع DSG تکمیل شد، صنعت خودروسازی را برای همیشه تغییر داد. این بخش از مقاله، یک شیرجه عمیق به این انقلاب فنی است؛ انقلابی که شاید کمتر دیده شده باشد، اما تاریخچه فولکسواگن مدرن را رقم زده است.
قسمت اول: مشکل بزرگ – چرا خودروسازی سنتی گران بود؟
تا قبل از دهه ۱۹۹۰، اکثر خودروسازان (از جمله فولکسواگن) از یک روش بسیار گران و ناکارآمد برای تولید خودرو استفاده میکردند.
-
فلسفه «هر خودرو، یک پروژه»: در این روش سنتی، اگر شرکت میخواست یک هاچبک جدید (مانند گلف) و یک سدان (مانند جتا) بسازد، باید تقریباً دو تیم مهندسی مجزا را برای طراحی این دو خودرو از صفر مأمور میکرد. هر خودرو شاسی، سیستم تعلیق، سیمکشی برق و حتی محل قرارگیری سیستم تهویه مطبوع مخصوص به خود را داشت.
-
نتیجه چه بود؟
-
هزینه سرسامآور تحقیق و توسعه (R&D): شرکت باید برای هر مدل جدید، میلیاردها دلار هزینه مهندسی مجدد میکرد.
-
زمان طولانی برای عرضه محصول: طراحی یک خودرو از صفر، سالها طول میکشید.
-
پیچیدگی تولید: کارخانهها باید خطوط تولید کاملاً متفاوتی را برای هر مدل راهاندازی میکردند. فولکسواگن و رقیب اصلیاش تویوتا، اولین شرکتهایی بودند که فهمیدند این روش در دنیای مدرن، محکوم به شکست است.
-
قسمت دوم: انقلاب MQB – بازی لگوی فولکسواگن
در سال ۲۰۱۲، فولکسواگن از بزرگترین دستاورد مهندسی خود در قرن بیست و یکم رونمایی کرد: پلتفرم MQB (Modularer Querbaukasten) یا «جعبهابزار ماژولار عرضی».
-
پلتفرم MQB چیست؟ MQB یک «پلتفرم» به معنای سنتی نیست؛ بلکه یک «سیستم»، یک «معماری» یا یک «فلسفه ساخت» است. این یک جعبه لگوی غولپیکر از قطعات مهندسی است.
-
جادوی واقعی MQB (راز فاصله ثابت): شاهکار مهندسان فولکسواگن در طراحی MQB این بود: آنها فقط «یک» فاصله را در کل معماری خودرو ثابت نگه داشتند: فاصله بین مرکز چرخهای جلو تا دیواره آتش (Firewall) که پدالها روی آن نصب میشوند. «همه چیز» به جز این فاصله، متغیر است. مهندسان میتوانند:
-
فاصله بین دو محور (Wheelbase) را کم یا زیاد کنند.
-
عرض خودرو (Track) را پهن یا باریک کنند.
-
طول جلویی و عقبی خودرو (Overhangs) را کوتاه یا بلند کنند.
-
-
نتایج شگفتانگیز این استراتژی:
-
انعطافپذیری بینظیر: این معماری به گروه خودروسازی فولکسواگن اجازه داد تا دهها خودروی کاملاً متفاوت را بر روی «یک» خط تولید بسازد. به این مثالها دقت کنید:
-
فولکسواگن گلف (هاچبک کامپکت)
-
آئودی A3 (هاچبک/سدان لوکس)
-
اشکودا اکتاویا (سدان خانوادگی بزرگ)
-
سئات لئون (هاچبک اسپرت)
-
فولکسواگن تیگوان (SUV سایز متوسط)
-
آئودی TT (کوپه اسپرت) تمام این خودروها، با وجود تفاوت ظاهری کامل، از یک معماری پایه MQB، موتورهای یکسان، گیربکسهای یکسان و سیستمهای تهویه مطبوع یکسان استفاده میکنند!
-
-
کاهش هزینه سرسامآور: شرکت دیگر نیازی به طراحی مجدد قطعات داخلی برای هر خودرو نداشت. آنها یک بار بهترین سیستم تهویه را طراحی کردند و از آن در تمام مدلها استفاده کردند. تخمینها نشان میدهد که MQB، هزینههای تولید هر خودرو را تا ۲۰ درصد و زمان تولید را تا ۳۰ درصد کاهش داد.
-
کیفیت بالاتر: وقتی شما به جای طراحی ۱۰ سیستم تهویه مختلف، تمام منابع R&D خود را بر روی طراحی «یک» سیستم بینقص متمرکز میکنید، نتیجه نهایی بسیار باکیفیتتر خواهد بود.
-
این استراتژی MQB بود که به گروه خودروسازی فولکسواگن اجازه داد تا از نظر تعداد تولید و سودآوری، از تویوتا پیشی بگیرد و عنوان بزرگترین خودروساز جهان را به دست آورد.
مهندسی، کلید امپراتوری
در پایان این تحلیل عمیق، درک میکنیم که تاریخچه فولکسواگن، داستان نوآوریهای بیوقفه است. موفقیت این شرکت، تنها به خاطر خرید برندهای لوکس نبود، بلکه به خاطر تصمیمات مهندسی درخشانی بود که در پشت پرده گرفته شد. استراتژی پلتفرم ماژولار MQB به آنها اجازه داد تا «تنوع» را با «کارایی» ترکیب کنند و موتورهای TSI و گیربکسهای DSG به آنها اجازه داد تا «قدرت» را با «اقتصاد» آشتی دهند.
شما نیازی به خرید ندارید تا این شاهکارهای مهندسی را تجربه کنید. در “شهاب رنت”، ما با درک عمیق از جایگاه این برند، ناوگانی از بهترین خودروهای مهندسیشده آلمانی و همردههای باکیفیت آنها را فراهم کردهایم.
-
تجربه MQB: وقتی شما یک فولکسواگن پاسات یا تیگوان (یا حتی خودروهای همخانواده آن) را از ما اجاره میکنید، در حال رانندگی با نتیجه مستقیم انقلاب MQB هستید. شما آن پایداری، آن کیفیت ساخت یکپارچه و آن کابین ارگونومیک را حس خواهید کرد.
-
تجربه TSI و DSG: لذت شتابگیری آنی یک موتور توربو و تعویض دندههای برقآسای یک گیربکس دوکلاچه، تجربهای است که در یک سفر انرژیبخش، لبخند را بر لبان شما میآورد.
با اجاره فولکسواگن (یا خودروهای همرده آن) از شهاب رنت، شما نه تنها یک خودرو، بلکه یک قطعه درخشان از تاریخچه فولکسواگن و مهندسی مدرن را برای یک سفر بیدغدغه و لذتبخش انتخاب میکنید.
جمعبندی: از بیتل تا ID.4، یک افسانه ادامهدار
وقتی به تاریخچه شرکت فولکسواگن نگاه میکنیم، یک حقیقت روشن میشود: فولکسواگن فقط یک برند نیست؛ یک فرهنگ و یک نماد صنعتی است. این شرکت توانسته از یک پروژه مردمی ساده، به یک غول بینالمللی تبدیل شود. تاریخچه فولکسواگن نشان میدهد که نوآوری، مدیریت دقیق و شناخت نیاز بازار چگونه میتواند یک برند را جاودانه کند.
تجربه شما با شهاب رنت
شما نیازی به خرید ندارید تا بخشی از این تاریخچه فولکسواگن باشید. در “شهاب رنت”، ما با درک عمیق از جایگاه این برند، ناوگانی از بهترین خودروهای مهندسیشده آلمانی و همردههای باکیفیت آنها را فراهم کردهایم. شما میتوانید با اجاره فولکسواگن پاسات یا تیگوان، یا سایر سدانها و شاسیبلندهای مدرن ما، یک سفر انرژیبخش را آغاز کنید. ما با ارائه خودروهای سرویسشده، بیمه کامل و پشتیبانی ۲۴ ساعته، تضمین میکنیم که شما لذت خالص مهندسی آلمانی را بدون هیچگونه دغدغهای تجربه کنید.