سینمای ایران یک رابطه خاص با جاده دارد. خیلی از ماندگارترین لحظات فیلم های ایرانی نه در خانه، نه در دفتر، نه در کوچه، بلکه داخل یک ماشین در حال حرکت اتفاق افتاده. فیلم های جاده ای ایرانی یک ژانر مستقل نیستند اما یک سنت مشترک دارند: دوربین داخل خودرو می نشیند، راننده پشت فرمان می ایستد و ناگهان آدم ها عمیق ترین حرف ها را می زنند. در این مقاله به سراغ معروف ترین فیلم هایی می رویم که ماشین در آن ها نه یک وسیله نقلیه، بلکه یک شخصیت بوده.
چرا ماشین در سینمای ایران این قدر مهم شد؟
قبل از اینکه فیلم ها را مرور کنیم، باید بفهمیم این پیوند از کجا آمده. دهه هفتاد شمسی یک نقطه عطف بود. عباس کیارستمی با ثبت لحظات واقعی زندگی مردم معمولی داخل خودرو، یک زبان سینمایی جدید ابداع کرد. بعدها بسیاری از فیلمسازان ایرانی و حتی خارجی از این روش تاثیر گرفتند. در ماشین، دوربین جایی برای فرار ندارد و بازیگر نمی تواند فضا را ترک کند. این محدودیت، یک فرصت طلایی برای صمیمیت به شمار می آید.
از طرف دیگر، ماشین در فرهنگ ایرانی یک فضای خاص است. آدم ها در این مکان راحت تر حرف می زنند، چون رو در رو نیستند. سرنشینان جاده را در مقابل خود می بینند و نگاهشان به بیرون دوخته می شود. این موقعیت بی نظیر همان فضایی است که بهترین دیالوگ ماندگار در ماشین در سینمای ایران را خلق می کند.
طعم گیلاس؛ وقتی ماشین یک اتاق اعتراف می شود
کارگردان: عباس کیارستمی
سال: ۱۳۷۵
نخل طلای کن: بله
از فیلم های جاده ای ایرانی طعم گیلاس یکی از مهم ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران است و تقریباً تمامش در یک ماشین رنجرو قدیمی می گذرد. مردی که بدیعی نقشش را بازی می کند، دور تهران می چرخد و دنبال کسی می گردد که حاضر باشد بعد از مرگش خاکش کند. کیارستمی در این فیلم از یک ترفند ساده اما هوشمندانه استفاده کرد. او دوربین را بیرون از ماشین قرار داد و از پشت شیشه فیلم گرفت. این فاصله کوچک یک حس عجیب می سازد؛ انگار داری از بیرون به یک مکالمه خصوصی نگاه می کنی.
دیالوگ های طعم گیلاس کوتاه، دقیق و بدون آرایش هستند. تماشاگر هیچ جمله اضافه ای نمی شنود. همین صداقت بی پرده در گفتگوی داخل ماشین است که این فیلم را بعد از سه دهه هنوز زنده نگه می دارد.
تاکسی؛ وقتی کل فیلم یک ماشین است
کارگردان: جعفر پناهی
سال: ۱۳۹۳
خرس طلای برلین: بله
تاکسی جعفر پناهی شاید خالص ترین نمونه فیلمبرداری در ماشین در تاریخ سینمای ایران باشد. تمام فیلم در یک تاکسی در خیابان های تهران می گذرد. پناهی خودش رانندگی می کند و دوربین هایی که او داخل ماشین نصب کرده است، مسافران مختلف و گفتگوهای واقعی را ثبت می کنند.
این فیلم مرز بین مستند و داستانی را از بین می برد. بعضی از مسافران واقعی هستند، بعضی دیگر در نقش بازیگر ظاهر می شوند. اما چون همه در یک تاکسی واقعی در حال حرکت قرار دارند، تشخیص دادن این دو دشوار است. جالب ترین شخصیت برادرزاده پناهی است که فیلم کوتاه می سازد. او درباره اینکه چه چیزی در سینما قابل نمایش است و چه چیزی نیست با عمویش بحث می کند. این گفتگو داخل ماشین، یکی از صادقانه ترین بحث هایی است که پناهی درباره سینمای ایران ثبت کرد.
ده؛ ده مکالمه، یک ماشین، یک تهران
کارگردان: عباس کیارستمی
سال: ۱۳۸۱
کیارستمی در فیلم ده، یک قدم جلوتر رفت. او دو دوربین دیجیتال کوچک روی داشبورد ماشین نصب کرد و فیلم را بدون هیچ دخالت مستقیم دیگری ضبط نمود. ده سکانس، ده گفتگو، یک راننده زن و مسافران مختلف، تمام شاکله این اثر را می سازند.
منتقدان این فیلم را از نظر فنی یک آزمایش می دانند اما از نظر محتوا یکی از صادقانه ترین تصویرهایی است که از زندگی زنان تهرانی در سینمای ایران می بینیم. گفتگوها درباره طلاق، تنهایی، پول و روابط هستند. همه اینها داخل یک خودرو در حال حرکت اتفاق می افتند.
کیارستمی در ده ثابت کرد که برای ساختن یک فیلم قوی، به ستاره، تجهیزات گران و دکور پیچیده نیاز نداری. فقط دوربینی نیاز است که صادق باشد و صحنه ای که آدم ها در آن راحت حرف بزنند. آن صحنه، داخل یک ماشین معمولی تهرانی بود.
مقایسه فیلم های مهم جاده ای ایرانی
| فیلم | کارگردان | سال | خودرو | جایزه مهم |
| طعم گیلاس | کیارستمی | ۱۳۷۵ | رنجرو | نخل طلای کن |
| تاکسی | پناهی | ۱۳۹۳ | پراید تاکسی | خرس طلای برلین |
| ده | کیارستمی | ۱۳۸۱ | پراید | جایزه فیپرشی کن |
| سیب | سمیرا مخملباف | ۱۳۷۶ | پیکان | جایزه کن |
| زیر نور ماه | رضا میرکریمی | ۱۳۸۰ | موتور | سیمرغ |
| به همین سادگی | رضا میرکریمی | ۱۳۸۷ | پراید | سیمرغ |
این جدول یک نکته جالب را نشان می دهد. اکثر فیلم هایی که فیلمبرداری در ماشین را به عنوان ابزار اصلی انتخاب کردند، جوایز بین المللی مهمی گرفتند. این تصادفی نیست. جهان سینما این سبک صادقانه و بی واسطه را می شناسد و قدرش را می داند.
باد ما را خواهد برد؛ جاده ای که به مقصد نمی رسد
کارگردان: عباس کیارستمی
سال: ۱۳۷۸
یک گروه فیلمبرداری در اثر «باد ما را خواهد برد»، به یک روستای کردنشین در کرمانشاه می روند. اکثر صحنه های دیدنی فیلم داخل یک خودروی سواری در جاده های کوهستانی می گذرد. کیارستمی در این فیلم جاده را نماد زندگی کرد. راننده دائماً می رود و برمی گردد در حالی که مقصد مشخص نیست. این جا خود حرکت اهمیت دارد. کیارستمی این فلسفه ساده را در سکانس های داخل ماشین به شکل طبیعی بیان می کند؛ نه از طریق دیالوگ های سنگین، بلکه از طریق نگاه کردن به جاده.
به همین سادگی؛ یک روز با یک زن پشت فرمان
کارگردان: رضا میرکریمی
سال: ۱۳۸۷
از فیلم های جاده ای ایرانی «به همین سادگی» یکی از کم ادعاترین و در عین حال تاثیرگذارترین فیلم های ایرانی درباره زندگی روزمره است. ترانه علیدوستی نقش یک زن خانه دار را بازی می کند که یک روز، یک چیز در زندگی اش عوض می شود.
بخش قابل توجهی از فیلم در ماشین می گذرد. وقتی زن پشت فرمان می نشیند و تنها است، همه چیز فرق می کند. این تنهایی داخل ماشین در حال حرکت، یک فضای مراقبه ای است که میرکریمی آن را خوب می شناسد. پراید قرمز این فیلم به یک نماد تبدیل شد؛ نه به خاطر اینکه ماشین خاصی بود، بلکه به خاطر آنچه داخلش اتفاق می افتاد.
دیالوگ های ماندگار سینمای ایران که داخل ماشین گفته شدند
بعضی جمله ها در تاریخ سینمای ایران ماندگار شدند چون داخل یک ماشین در حال حرکت آن ها را شنیدیم. این فضا یک ویژگی دارد که هیچ فضای دیگری ندارد: راننده باید به جاده نگاه کند، نه به طرف مقابل. این نگاه نکردن به هم، یک صداقت عجیب می سازد.
در طعم گیلاس، پیرمرد از لذت خوردن توت می گوید. او اشاره می کند که به خاطر همین یک چیز هم که شده ارزش ماندن دارد. پیرمرد این جمله را داخل یک ماشین در جاده های شمال تهران می گوید. اگر او همین جمله را در یک اتاق می گفت، شاید نصف تاثیرش را نمی گذاشت.
در فیلم تاکسی، برادرزاده پناهی می گوید باید فیلم واقعی بسازیم نه فیلم سانسورشده. او این حرف را داخل یک تاکسی در خیابان های تهران می زند. همین واقعی بودن محیط، جمله را به یک سند تبدیل می کند.
ماشین بازیگران در فیلم های ایرانی؛ خودروهایی که شخصیت شدند
ماشین بازیگران در سینمای ایران گاهی به اندازه خود بازیگران در ذهن مخاطب نقش می بندند. این خودروها را بشناس:
-
رنجرو طعم گیلاس: یک خودروی آفرود قدیمی که در جاده های خاکی حومه تهران حرکت می کرد. رنجرو در این فیلم حس سنگینی و پیری را منتقل می کرد که با شخصیت اصلی هماهنگ بود.
-
پراید تاکسی جعفر پناهی: یک پراید سفید معمولی تاکسی که فرقش با هزاران تاکسی دیگر تهران این بود که یک فیلمساز پشت فرمانش نشسته بود.
-
پراید قرمز به همین سادگی: رنگ قرمز پراید در این فیلم یک انتخاب هوشمندانه بود. در خیابان های خاکستری تهران، این رنگ کاملا برجسته بود.
-
ماشین های کیارستمی در ده: دو پراید سفید که کیارستمی با نصب دوربین های کوچک روی داشبوردشان، آن ها را به یک استودیوی متحرک تبدیل کرد.
سینمای ماشین؛ چرا این سبک کار می کند؟
اگر بخواهیم دلیل موفقیت فیلم های جاده ای ایرانی را در یک جمله بگوییم، این جمله را انتخاب می کنیم: فضای بسته ماشین آزادی بیان می آورد.
این گزاره به نظر پارادوکس می رسد. اما در واقع منطق ساده ای دارد. وقتی آدم ها داخل یک ماشین حضور دارند و نمی توانند بروند، مجبور می شوند با هم رو به رو شوند. از آنجا که راننده باید به جاده نگاه کند، گفتگو آسان تر پیش می رود. همچنین با پر شدن فضا از صدای موتور و تغییر منظره بیرون، آدم احساس می کند حرف هایش در یک فضای محافظت شده می ماند.
کارگردانان ایرانی این را زودتر از بقیه دنیا فهمیدند. شاید دقیق تر بگوییم: کیارستمی آن را کشف کرد و بقیه از آن یاد گرفتند.
تاثیر سینمای ماشین ایران بر دنیا
ما با یک واقعیت جالب درباره این سبک روبرو هستیم: سبک فیلمبرداری در ماشین که کیارستمی در ایران ابداع کرد، بر فیلمسازان سراسر دنیا تاثیر گذاشت. فیلمسازانی از کره جنوبی تا رومانی و از فرانسه تا آرژانتین از این سبک استفاده کردند. وقتی منتقدان غربی از موج نوی سینمای رومانی صحبت می کنند، اکثراً از تاثیر کیارستمی در استفاده از فضاهای واقعی و بدون آرایش حرف می زنند. فیلم های جاده ای ایرانی یک صادرات فرهنگی قدرتمند بودند که خیلی ها نمی دانند از ایران آمده.
موسیقی جاده ای؛ نت هایی که با لاستیک ها می چرخند
موسیقی در فیلم های جاده ای ایرانی کارکردی کاملا متفاوت با دیگر ژانرهای سینمایی دارد. در اکثر این فیلم ها، کارگردانان از پخش موسیقی متن ارکسترال پرهیز می کنند. آن ها ترجیح می دهند موسیقی از طریق ضبط صوت خود ماشین به گوش برسد. سینماگران اصطلاحا این تکنیک را «موسیقی دیِگِتیک» (Diegetic) می نامند و استفاده از آن حس واقع گرایی فیلم را به شدت افزایش می دهد.
وقتی راننده نوار کاست را عوض می کند یا پیچ رادیو را می چرخاند تا یک ترانه قدیمی پخش شود، تماشاگر دقیقاً همان چیزی را می شنود که شخصیت فیلم تجربه می کند. صدای خش خش رادیو، ترکیب موسیقی با صدای باد از پنجره نیمه باز و نویز موتور، یک سمفونی کاملا واقعی و خیابانی خلق می کند. در فیلم «ده»، صدای موسیقی که از ماشین های کناری در ترافیک به گوش می رسد، اتمسفر تهران دهه هشتاد را به شکلی بی نقص بازسازی کرده است. این استفاده هوشمندانه از صداهای محیطی، ماشین را از یک شیء بی جان به یک جعبه رزونانس احساسی تبدیل می کند.
نماهای بازتابی؛ آینه هایی که داستان می گویند
یکی از چالش های بزرگ فیلمبرداری در فضای بسته ماشین، یکنواختی تصویر است. فیلمسازان ایرانی برای فرار از این محدودیت، به طرز هنرمندانه ای از آینه های ماشین استفاده کرده اند. آینه وسط (بغل) در این فیلم ها فقط وسیله ای برای دیدن عقب نیست، بلکه یک قاب در داخل قاب اصلی است که زوایای پنهان شخصیت ها را برملا می کند.
در بسیاری از سکانس های کلیدی، ما چشم های راننده را تنها از طریق آینه وسط می بینیم. این زاویه غیرمستقیم، حسی از نگاه دزدکی و کنجکاوی را به تماشاگر القا می کند. از سوی دیگر، انعکاس نور چراغ های خیابان، بیلبوردهای تبلیغاتی و ماشین های عبوری روی شیشه جلو و آینه های کناری، پویایی بی نظیری به تصویر می بخشد. این نماهای بازتابی در فیلم های اصغر فرهادی، به خصوص در سکانس های شبانه، حس اضطراب و تعلیق را به طرز شگفت انگیزی تشدید می کنند و ثابت می کنند که یک کابین یک متر در یک متر، می تواند به اندازه یک شهر کامل، حرف برای گفتن داشته باشد.
نسل جدید؛ فیلم های ایرانی که سنت جاده ای را ادامه دادند
سنت ماشین و جاده در سینمای ایران با نسل کیارستمی تمام نشد. کارگردانان جوان تر هم از این سبک استفاده کردند:
۱. اصغر فرهادی در گذشته: فرهادی از ماشین به عنوان فضای تنش و اعتراف استفاده کرد. بعضی از مهم ترین لحظات فیلم هایش در داخل خودرو اتفاق می افتند.
۲. محمد رسول اف در لرد: جاده و ماشین در این فیلم یک نقش ابزاری دارند اما حضورشان پررنگ است.
۳. علی مصفا در چند فیلم کوتاه: در فیلم های کوتاه ایرانی سال های اخیر، ماشین همچنان یکی از پرکاربردترین فضاهاست.
همین حالا خودرو رویایی خود را رزرو کنید!
آیا برای تجربه اوج لوکس بودن و هیجان در جادهها آمادهاید؟ زمان را از دست ندهید! ظرفیت ناوگان خودروهای لوکس و مدلبالای شهاب رنت محدود است.
همین حالا از طریق دکمه زیر با مشاوران ما تماس بگیرید و ماشین دلخواهتان را با بهترین شرایط رزرو کنید
سوالات متداول (FAQ)
چرا کیارستمی این قدر از فیلمبرداری داخل ماشین استفاده کرد؟
کیارستمی چند دلیل برای این انتخاب داشت. اول، ماشین یک فضای کنترل شده است که دوربین می تواند در آن ثابت بماند. دوم، بازیگران در ماشین راحت تر هستند چون یک کار مشخص دارند؛ رانندگی یا نشستن. سوم، حرکت ماشین یک ریتم طبیعی به فیلم می دهد که کارگردان نباید آن را مصنوعی بسازد.
بهترین فیلم ایرانی جاده ای برای شروع کدام است؟
اگر با سینمای ایران آشنا نیستی، با طعم گیلاس شروع کن. این فیلم هم از نظر داستانی جذاب است هم از نظر بصری ساده. بعد از آن تاکسی پناهی را ببین که ریتم تندتری دارد و به مسائل معاصرتری می پردازد.
آیا فیلمبرداری در ماشین یک محدودیت بودجه ای بود یا یک انتخاب هنری؟
هر دو. کیارستمی در مصاحبه هایش گفت که محدودیت های بودجه ای او را مجبور کرد راه حل های خلاقانه پیدا کند. اما بعدها که بودجه کافی داشت، همچنان این سبک را انتخاب کرد. پس این موضوع یک محدودیت بود که به یک انتخاب هنری تبدیل شد.
آیا در فیلم های ایرانی، خودرو نماد خاصی دارد؟
در بسیاری از فیلم های ایرانی، خودرو نماد آزادی، حرکت و گاهی فرار است. اما در فیلم های کیارستمی، خودرو بیشتر نماد فضای امن برای گفتگوست. جایی که آدم ها می توانند حرف هایی بزنند که در خانه نمی توانند بگویند.
از پرده سینما به جاده واقعی
سینمای ایران به ما یاد داد که مهم ترین اتفاق ها داخل یک ماشین معمولی می توانند بیفتند. نه در کاخ ها، نه در استودیوهای بزرگ. در یک پراید، در یک پیکان، در یک رنجرو قدیمی.
این پیام یک درس ساده دارد: سفر خودش مهم است، نه فقط مقصد. ماشین ای که در آن می نشینی، موسیقی ای که پخش می کنی و حرف هایی که در آن می زنی، همه اینها بخشی از خاطره می شوند.
شهاب رنت با بیش از ۵۰ خودرو از همه رده ها، این فرصت را می دهد که سفر بعدی ات را در بهترین خودرو ممکن بنشینی. از یک پژو ۲۰۶ ساده تا یک پورشه پانامرا. هر کدام یک تجربه متفاوت و یک خاطره جداگانه می سازند.
با شهاب رنت تماس بگیر و خودروی سفر بعدی ات را رزرو کن. چون بهترین دیالوگ ها داخل یک ماشین خوب اتفاق می افتند.

